آخرین برگ پائیز
روز مادر (روز زن ) رو به تمام مادران و بانوان هستی تبریک عرض میکنم پ.ن: با تاخیری چند روزه این روز رو تبریک عرض کردم دوستان خوب بر من ببخشایند بر بستر خیال نگاه می کنم تو را و چشم در چشمانت می دوزم حس می کنم حضور نامرئی ات را لحظه هایم در انتظار نگاهت صف کشیده اند دلم بی تاب تاب گیسوان توست و لبانم تشنه لبان تو بنوشان زمزم لبانت را بر ساغر تشنه جانم و غرق کن مرا در چشمه ی زلال وجودت یاد تو سکوت درونم را ذره ذره به فریاد می کشاند تمام عمر حرف حرف نام تو را با مهر نفس می کشم کاش می دانستی حدیث نبودنت را بارها و بارها با تصویر خیالت گریه کردم کاش می دانستی کویر تفدیده لبانم جز با فرات لبان تو سیراب نخواهد شد بیا و لبانم را با جرعه ای خیال خیس به میهمانی شهد خوش عطر بوسه هایت دعوت کن و تا همیشه جاری باش بر لبانم پ.ن: لینک آهنگ زیبای له یاره با صدای پراحساس بانو شکیلا رو گذاشتم شنیدنش خالی از احساس نیست... و من بسان قطره شبنمی در گلبرگ های احساس خفته ام و سالهاست که رویای چکیدن بر دیدگان تو را در سر دارم آن هنگام که باران چشمانت را رو به من جاری می کنی مگر می شود همراه باران چشمانت نبارید؟ همراه با ترنم موسیقی آوایت نرقصید؟ مگر می شود همراه با رود زلال جاری شده از دیدگانت به سوی تو خروشان نجوشید؟ و من هماره رو به کوی تو می خوانم و می بارم در وجود من زمان معنا ندارد و من هماره تا دروازه های ابدیت غریق و شناور در زلالیت رود همیشه خروشان عشقت خواهم بود و هر ثانیه قطره قطره بر تو می بارم و نفس می کشم هر دم هر دم در هوای تو آه.. ای عشق ای رود خروشان در برکه ی جاری احساس به رقص درآ و سبوی تشنه به عشقم را از زلالیت قطره قطره ات مالامال کن که من می بی رنگی عشق را هزاران هزار سال است از ساغر جام تو لبریز کرده ام 







